این صحفه مخصوص تاریخ و باستان دوستان استان فارس میباشد
معرفی ارتش روم
5 قرن قبل از میلاد

اولین سربازانی که در روم می جنگیدند بسیاری از تجهیزات انها مشابه سربازان یونانی بود .
سربازان انها نشکیل شده از طبقه ی اول که شامل اشراف و ثروتمندان می شدند بودند.
هاستات
محدوده ی زمانی:
2تا3 قرن قبل از میلاد

اتمایز هاستات یا پرینسیپ از هم راحت نیست.
هاستات ها خط اول جنگ را تشکیل می دادند خط نهایی و جلو توسط تریالی ها با نیزه های بلند تشکیل می شد
دو هاستات و پرنسیب ها هر دو به سلاح ها مشابه مجهز بودند به همین تمایزشون از همدیگه سخت است
سپرهای منحی دارشان از سپر سربازان لژیون بهد انها بزرگتر و ساده تر بود .دارای کلاه های ساده برنزی ، جوشن (زره) یک شمشیر و یک نیزه اضافه (برای پرتاب)
ولیت ها
محدوده ی زمانی:
2تا3قرن قبل از میلاد
ولیت ها گروهی از سربازان سبک بودند که در آرایشی با فاصله ی نسبتا زیاد از هم در جلوی ارتش می جنگیدند. ماموریت آنها به ستوه در آوردن دشمن، تحریک واحدهای مشخص به مداخله در جنگ و پرت کردن حواس آنها از تحرکات نیروهای دیگر بود.
نکته: ولیت ها نقش مهمی در خنثی کردن فیل های هانیبال داشتند چرا که آنها را به سمت خطوط رومی ها می کشیدند یا از آن ها دورشان می کردند.
با توجه به ماموریتشان، ولیت ها باید جوان، سریع و پر تحرک می بودند. آن ها به احتمال زیاد چندین زوبین را، که سلاح اصلیشان بود، با خود حمل می کردند. همچنین احتمال دارد که آن ها در تیم های دو نفره می جنگیدند. اولی سلاح ها را حمل می کرد و نقش سپردار را نیز داشت، و دیگری با زوبین ها به دشمن حمله می کرد.
توجه به حجیم بودن مطلب دوستان که علاقه مندهستند اگر می تونند در اینجا اعلام امادگی کنند و گوشه ای از ترجمه به عهده بگیرند (البته با هماهنگی کنند که یک متن دوبار ترجمه نشه ) و خودشون مستقیم در داخل تایپیک قراربدهند .

قرن اول

پیاده نظام کمکی از قرن اول میلادی.زره و تجهیزاتش قطعا از لژیونر ها پایین تر است. او یک سپر کوتاه و کلاه فرانسوی دارد. به جای استفاده از پیلوم( نیزهی پرتابی لژیونر ها)، او یک هاستا (نیزهی ساده) همراه خود دارد.
زرهاش مسطح و بیظی شکل است و هیچ جایی برای گرفتن ندارد. ازاین رو برای درگیری تنبه تن، چه در شرایط خوب، چه در شرایط بد و مشکل مناسبتر است.
این تجهیزات برای یک نیروی متحرکت سبک بهتر است تا برای نیروی اموزش دیدهی سنگین در میدان نبرد.
کمانداران سوری(سوریهای)

استان های شرقی امپراطوری روم بیشتر به خاطر کماندارانش که از کمان های کامپوزیتی قوی استفاده میکردند معروف بود. کمانداران سوری باید در سراسر امپراطوری به عنوان نیروی کمکی خدمت میکردند.
پرچمدار
قرن اولی

زره و کلاه اش با پوست گرگ پوشانده شده و معمولا یک سپر دایرهای کوچک را با خود دارد.
او این نام را از چیزی که حمل میکند”درفش” گرفته است. درفش معمولا برای سواره نظام استفاده میشود، یا گاهی در سربازان جدا شده (حمله کننده)در هر تعدادی. این نیروها میتوانست شامل هر تعداد نیرویی باشد و به انها پرچمدار گفته میشود.
این گروه معمولا نشان میدهد که از چه گروه بزرگتری بودهاند و حال جددا شده اند که معمولا لشکر بیستام لژیونر بوده است.
علامت دهنده
قرن اول میلادی:

لباس و کلاه او نیز با پوست گرگ پوشانده شده است و یک سپر کوچک دایرهای حمل میکند. نام انها از وسیلهای که با خود حمل میکنند میاید” علامت” . علامت دار ها برای دستههای ۱۰۰ تا ۱۲۰ نفری لژیونر ها به مدت دو قرن استفاده میشد.
عقابدار
قرن اول:

زره و کلاهاش از پوست شیر پوشیده شده بود و او نیز یک سپر مدور کوچک حمل میکرد. عقابدار نامش را از چیزی که حمل میکند میگیرد و ان عقاب است. از انجایی که علامت عقاب، نماد شرف لژیون بود، باید به هر قیمتی از ان دفاع میشد.
افتخار امیز ترین حالت برای لژیونر ها، ایستاده بودن عقابدار بود.
در حقیقت، یکی از وظایف عقابدار، اینبود که مسئول پرداخت حقوق های لژیونر ها بود واز همین رو شخصی بود که افسر ها و لژیونر ها به او اعتماد میکردند و پولهایشان رو نزد او نگه میداشتند.
شیپورچی
قرن اول

زره و کلاه او با پوست گرگ پوشانده شده و معمولا یک سپر مدور کوچک حمل میکند.
شیپورچی یکی از افراد ارتش لژیون است که در جنگ، با استفاده از شیپورش، توجه سربازها را به دستور جدیدی که اعلام میشود جلب میکند
م
ارسالی 24 دسامبر 2012 - 08:20
زره این سربازان چقدر در برابر تیر مقاوم بود ؟
همچنین وزنشان چقدر بود؟
ارسالی 26 دسامبر 2012 - 01:30

زرهی که سنتوریون ها استفاده می کردند بسیار متنوع بود و چه بسا بسیاری از آنها زره خود را بر اساس سلیقه خود انتخاب می نمودند.حلقه ها و پلاک های دایره ای شکلی به گردن خود می آویختند که کاربرد آن مانند کاربری مدال در ارتش های مدرن امروزی بود.دسته ای از موی اسب که بر بالای کلاه خود آنها نصب می شد تشخیص آنها را به عنوان یک افسرعالیرتبه برای همه افراد حتی در گیرودار نبرد آسان می ساخت.ساق بندی هم که بر ساق پای خود می بستند و شنلی که در بر داشتند علامتی دیگر برای شناسایی آنها به عنوان یک سنتوریون بود.شایان ذکر است که با وجود اینکه انتخاب نوع پوشش آنها بسیار سلیقه ای بود اما همگی بدون استثنا از شنل استفاده می نمودند.همچنین همگی یک شاخه درخت تاک (انگور) در دست کی گرفتند که علاوه بر اینکه نشاندهنده منصب و رتبه آنها بود از آن برای تنبیه سربازان متخلف نیز استفاده می نمودند
لگت، ژنرال ارتش روم
یک قرن بعد از میلاد مسیح

لگت فرمانده یک بخش و منطقه بود که عضو مجلس سنا هم می بود.
او صفحه محافظ سینه از نوع برنزی می پوشید و رنگ ارغوانی روی نقاط پیراهنش بر فرمان سناتوری اش دلالت می نمود.
امپراتور
قرن دوم پس از میلاد
واژه امپراتور تنها برای خطاب نمودن یک فرمانده پیروزمند رومی زیبنده می باشد.فرماندهان رومی که در دوره جمهوری روم زندگی می کردند نظیر جولیوس سزار،پس از پیروزی های متوالی در نبرد از سوی نیروهای خود امپراتور لقب می گرفتند.البته امپراتوران رومی و بطور نمونه امپراتور هادریان از این لقب به عنوان نشان دادن فرماندهی خود بر کل نیروهای روم نیز استفاده می کردند .
زره این سربازان چقدر در برابر تیر مقاوم بود ؟
همچنین وزنشان چقدر بود؟
شرمنده دیر جواب می دم واقعیتش نمی دونم شاید بتونی خود مرجع انگلیسی که متن از اون ترجمه می کنیم اطلاعاتی درباره اش پیدا کنی
ارسالی 30 دسامبر 2012 - 01:35
اگر نسل ها اول سنچورین ها رو با هم مقایسه کنیم . سنچورین های قرن سوم بدون تغییر باقی می ماند به طوری که سربازان لژیون خود را طوری حرکت میدادند که از همان کلاه خود و شمشیر لژیون های هم دوره خود استفاده میکردند ، با این تفاوت که به جای استفاده از لباس ها کوتاه گلادیوس ( یکی از شاهان قدیم یونان ) از لباس های بلندتر اسپارتی استفاده میکردند .
لژیونر ها امپراتوری
قرن دوم بعد از میلاد
بعد از قرن اول میلادی ارتقاهایی در کلاهخود ها اعمال شد . محافظ های گردن بزرگ و حجیم تر شدند و در قسمت پیشانی با به هم فشرده کردن و حاشیه دار کردن فلز و ایجاد سوراخی بر روی گوش از جمله این تغییرات بودند .
این ساز و برگ که به نظر تشریفاتی میرسید در اصل محافظت خیلی خوب و اساسی را به وجود آورده بود . لژیون های قرن دوم فرق خیلی خاصی با نسل قبل از خود یا همون لژیون های قرن اول نداشتند.
لژیونر
قرون سوم و چهارم میلادی
در اواخر قرن سوم میلادی نفوذ بربر ها بر ارتش نمود بیشتری یافت. با استخدام تعداد زیادی از اهالی ژرمانیا کم کم ظاهر ارتش به دشمنان ژرمن آنها شباهت بیشتری پیدا می کرد.
سپر بسیار بزرگ تقریبا گرد شباهت کمی نسبت به هر آنچه که نسلهای قبلی سربازان رومی از آنها استفاده می کردند را نشان می دهد. اگر برای کسی هنوز در تفاوت فرهنگی این سرباز با پیشینیان خود شکی وجود دارد کافی است به شلواری که پاهای او را پوشانده توجه بکند. (سربازان شرقی به ویژه در ایران باستان از شلوار استفاده می کردند. ولی سربازان یونانی و رومی، خیر و طرفین یکدیگر را به این دلیل وحشی و بی تمدن می نامیدند. م.)
کلاه خود مورد استفاده هم موضوع بحث است و معلوم نیست که این کلاه خود یک سرباز سواره نظام است یا پیاده نظام. به هر روی به نطر می رسد که این کلاه خود برای حرکت سر محدودیتهای جدی بوجود می آورده است.
زره بافته (نوعی از زره لوریکا اسکوماتا رومی) پوشیده شده توسط این سرباز در زمان خود متداول بوده و نشان می دهد که تا قبل از حذف زره از لباس سربازان برای داشتن سربازانی با قابلیت تحرک بیشتر، لژیونهای قرن سوم و چهارم کماکان به شدت زره پوش بودند. (یکی از دلایل شکست سربازان کراسوس از سربازان سورنا این بود که علاوه بر سربازان، اسبان سواره نظام سورنا نیز به زره بافته که برای رومی ها جدید بود مجهز بودند و این سرباز نمونه نو سازی شده سرباز رومی است تا شاید بتواند با سرباز ایرانی برابری کند.م.)
لژیونر امپراطوری
در قرن اول میلادی
زره معرف لورکا ساگمنتاتا معروفترین تن پوش زرهی لژیونر های امپراطوری بود بهمراه کلاهخود معروف گالیک و شمشیر گلدیوس(شمشیر کوتاه) و نیزه پرتابی پیلوم
باید توجه داشت که این کلاهخود داری طراحی مناسب و پیچیده جهت دفع ضربات غیر مستقیم و جذب انرژی ضربات مستقیم بوده است .
محافظ پشت گردن و گردن پوش آن که به وضوح قابل مشاهده است قابلیت محافظت در برابر ضربات پشت سر را داراست.
و لبه روی پیشانی کلاه توانایی انحراف آب باران از جاری شدن روی صورت سربازان و
ممانعت ازاصابت مستقیم ضربات شمشیر به صورت و حفاظ روی گوش سربازان نیز داشته است.
لژیونر
قرن 5 میلادی
در قرن 5 که طبعیت وحشی جایی برای پنهان کردن سربازان نداشت ( احتمالا منظورش این هست که هرجا میری جنگ و نبرد هست ، کنایه داره به زیادی جنگ ها و..) ژرمن ها با استفاده از تسلیحات و پوشش دفاعی برترشان در مقابل دشمنان و ارتشهای آنها پیروز میشدند و مناطق بسیاری را تحت سلطه داشتند.
رمز پیروزی آنها در سبکی و قدرت سلاح هایشان بود که باعث افزایش تحرک و سرعت جابجایی شان میگشت. برای یک ارتش نیاز حیاتی توانایی عکس العمل سریع در مقابل دشمنانش است .
از ویژگی های سلاح ژرمن ها میتوان به سپرهای مربعی شان و نیز کوتاه بودن شمشیرهایشان را مثال زد. همچنانکه در طراحی کلاه خودها نیز به صورت حرفه ای تری عمل نممودند. در حالیکه دشمن شان سپا ثا سنگین سلاح بودند
مترجمان:
arash666
زره ها که کار های نازک و الکی به نظر میان!! فکر نکنم زیاد مقاوم باشن....زره این سربازان چقدر در برابر تیر مقاوم بود ؟
سپر هاشون هم دو مدل مربع یا بیضی شکل و یه دایرهای دارن....
اون بزرگه(بیضی) مقاوم تر بوده ظاهرا و در مقابل، دایرهای یه ابزاد تاکتیکی مناسب برای دفع صرفا ضربات عادی شمشیر بوده و نه نیزههای محکم که با قدرت هم پرتاب شدن!!
در حقیقت، اون کوچیکا برای جنگ های تن به تن نزدیک و دفاع لحظهای از ضربه ها بودن...
قرن 1 بعد از میلاد


اسب سواری جناح ها در قرن اول پس از میلاد
برای حفاظت، زره به تن میکردند، کلاهخود گالیک داشتند و زره مستطیلی بزرگی داشتند.
اسلحه آنها شامل نیزه ای بلند به نام هاستا و شمشیر بلندی به نام سپاثا میشده است. برای سواری راحت تر و تحرک بیشتر، نوعی شلوار کوتاه به پا میکرده اند.
سواره نظام ایتالیایی هیچگاه عملکرد خوبی در جنگها نداشت. اسپانیایی ها و فرانسویها و نومیدی ها، بسیار قدرتمندتر ظاهر شدند. تا آخر قرن اول، سواره نظام رومی ها متشکل از سوارانی از تمام قسمتهای امپراتوری بود
.
سواره نظام جدید


براي نمونه سواره نظام اواخر دوران امپراطوري روم ( قرن پنجم بعد از ميلاد) داراي کلاه خود و زره زنجييري مشابه شواليه هاي قرون وسطاي ميبود. وي يک سپر و نيزه سبک رو حمل ميکرد. شمشير سواره نظام رومي سپاثا نام داشت.
که يک شمشير با تيغه بلند بود که فاصله بيشتري رو به سوار براي حمله دراختيار سوار ميزاشت در مقايسه با شمشير هاي مرسوم کوتاه رومي آنزمانگلادیوس
نوع اسلحه و زره سوار رومي رو ميتوان اين گونه تصور کرد:
تيردان حاوي تيرها در پشت زين حمل ميشد.
سواره نظام رومي در جنگ حمله به جناحين دشمن رو ترجيح ميدادند. اين روش هنگامي کارايي ويرانگر خودش رو نشون ميداد
که سواره نظام از پشت سر به دشمن در حال فرار حمله ميکرد و سربازان در در حال فرار توسط سواره نظام از پشت سر توسط نيزه
در واقع به سيخ کشيده ميشدند. بيشتر تلفات در جنگ هاي باستان به همين شيوه رخ مي داد :هنگامي که ارتش دشمن شکست ميخورد و نظم و ترتيب آن از بين ميرفت و سواره نظام بر دشمن شکست خورده و در حال فرار از پشت سر ميتاخت.
اين رو در نظر داشته باشيد که سوار رومي از رکاب استفاده نميکرد
تریال
قرن ۲ و ۳ قبل از میلاد

تریال ها ستون فقرات جمهوری لژیون اولیه بودند. " به تریری رسیده" جملهای بود که وقتی وضع بسیار خراب میشد و بحران ها راه میافتاد گفته میشد چرا که یکی از اهداف تریری ها کنترل این مسئله بود.
انها عملکردی بسیار شبیه به هاپلیت ها(نیروهای پیادهی یونان) داشند و شبیه به انها عمل میکردند، به شکل دیواری از سپر، نیزه بدست و امادهی حمله.
در اینجا، تریالی شکل متصور شده ایم (عکس)تریال با یک سپر منحنی بزرگ(بزرگ تر و سنگین تر از سپر لژیون های اینده)، یک کلاه از جنس برنز با دو طاق کناری برای حفاظت از صورت، زره زنجیری بدن، یک شمشیر و نیزهای بلند برای دور نگه داشتن دشمن از خود را با خود دارد.
با دقت به پاها نگاه کنید، تنها پای چپش یک محافظ برنزی دارد چرا که تریال ها هنگام حمله پای چپ را ستون کرده، در جلو قرار میدهند، نزدیک ترین قسمت به دشمن. .
آپتیو
قرن اول میلادی:

بر عکس سنچوریون ها ،تجهیزات و زره آپتیو ها کمی متفاوت تر از یک سرباز معمولی بود. شاخص اصلی این صف ،اعضای آپتیو بودند.
عموما اعتقاد بر این است که کاربرد اصلی این گروه در کمک به آرایش در صف ها و ستون ها بود.
دسترسی به دسته جلویی زین به او اعطا می کند،نیز اجازه می دهد که آپتیو توجه داشته باشد به افراد تنها در صفوف نبرد.
بیشتراز این،گفته شده که آپتیو یک حلقه مخصوص می پوشیده که دلالت بر رتبه او داشته است.
این مثال خوبی از یک آپتیو است که می پوشد یک تاج که فقط در رژه هااستفاده می شده است . او یک شنل قرمز می پوشد.معمولا برای تشخیص از سنچوریون .
اما برای آپتیو ها موقعیت دو در فرمان معین شده است.این در واقع ممکن است.
لژیون سلطنتی
قرن اول میلادی

لوریکا همَتا(زره زنجیری):
یک سرباز لژیون قرن اولی زره زنجیری ،لوریکا همَتا،و نوعی کلاه خود فرانسوی )گالیک) سلطنتی می پوشد.همچنین او دارد همراهش سپر بزرگ مشهور مربعی
دنکانوس
قرن اول بعد از میلاد
دنکانوس اولین مرد از دسته 8 نفره سربازان (یا کانتوبرنیوم) بود که سربازی معمولی بدون وظایف رسمی فرماندهی و معمولا موظف به وظایف مرتبط به خیمه و سربازخانه بود. در زندگی روزمره سربازخانه شغل این سرباز از اهمیت بالایی برخوردار نبود اما هنگامی که ارتش در حال حرکت بود و نیاز به استقرار و ضد استقرار داشت، دکانی بیش از معمول از اهمیت زیادی به عنوان فرماندهی دسته برخوردارمی گشت تا خیمه ها باز شده و بنا شوند. نشانه دنکانوس 2 پر بر روی کلاهخود او بود.
ماریوس

سربازان ارتش روم مقدار قابل توجهی بار و توشه راه با خود حمل می نمودند. زمانی در ماه مارس این سربازان با خود وسیله خلاقانه را بر روی شانه های خود حمل کردند که شبیه به چنگال عصا مانند بود ودر حمل بار و تجهیزات کمک شایانی می نمود. در اینجا یک سرباز هنگ این وسیله را به همراه نیزه ی رومی اش روی دوش خود قرار داده است. این کار باعث کاهش وزن بار حمل شده توسط سرباز گشته است که آنها به اسم ماریوس قاطر از آن نام می بردند که بعد از ابداع این وسیله از سوی ژنرال معروف روم این اسم برقرار گشت.
لژیونر اواخر عمر اپراطوری

سلاح و تجهیزات لژیونها در اواخر امپراطوری روم عموما یک سپر بزرگ، یک کلاه خود بزرگ که شباهت زیادی به کلاه خودهای شوالیه ها در اواخر قرون وسطا داشت و یک لباس زره که از حلقه های زیادی بافته شده بود و یا فلسی شکل که تکه ها طبقه طبقه روی هم قرار گرفته اند تشکیل شده بود.نیزه مشهور(pilum spear) از چندین سرنیزه مختلف به صورت وسیعی استفاده می کرد که به خوبی نیزه های بلند علیه سواره نظام به کار می رفت. ( سبک، نیزه های پرتابی کوتاه که در تصویر نشان داده شده است).
تمرین لژیونر

سربازان ارتش روم روزانه های رزمی خود را تمرین کنید. برای این کار آنها را سپر ساخته شده از سبد و شمشیر چوبی را به منظور آسیب هر یک از دیگر استفاده کنید.
قسمت معرفی سربازان تمام شد قسمت بعدی درباره ی توع تاکتیک ها رایجشون است
با توجه این تایپیک همه چیز ارتش رومی اهم سرباز ، تاکتیک.... معرفی می کنه و منم تو اسم مناسبی برای تایپیک انتخاب نکردم یکی از مدیران یک اسم مناسب برای تایپیک بذاره
یک سوال. چرا این رومی ها دست و پاها رو حفاظت نمی کرن البته اونطور که در عکسها دیده میشه؟
'
تشکر از دوستانی که این مقاله رو تهیه کردند.
یک سوال. چرا این رومی ها دست و پاها رو حفاظت نمی کرن البته اونطور که در عکسها دیده میشه؟
Attempting to hit a small target like someones foot with a spear, axe or sword is difficult when the opponent is within range to use such weapons, as your not fighting in isolation. Your actively dodging blows from your opponent, those next to him, whilst at the same time making sure your not in the way of your fellows trying to do the same to them.
And of course to hit someone's feet you have to look down, and then stab downwards, which means your less likely to be able to defend in coming attacks, whilst at the same time exposing your head, right shoulder and back to a weapon thrust.
When you read battle accounts in Ammianus, Julian etc its pretty certain that the vast majority of casualties are caused when one army routs and then the pursuers slash at the backs and legs of those who are fleeing.
سوالات خوبی تو منبعی جواب بیدا کردم مطرح شده منبع اش می ذارم اگر کسی توان ترجمه داره ترجمه اش کنه...
http://www.romanarmy...-in-battle.html
لاک پشت

تشکیل لاک دفاعی لاکپشتی( قرار دادن سپر ها به شکلی که دیواری در اطراف و بالای سر انها ایجاد میکند)یکی از اولین ساخاتر های نبوغامیز رومی ها در جنگ بود. وقتی که نیرو ها به این ساختار در میامدند، تقریبا در مقابل نیزه ها و یا سایر اشیا پرتاب شده از بالای دیوار های دفاعی غیر قابل نفوذ میماندند.
اورب

اورب(یا گوی)، یک ساختار دفاعی به شکل دایرهی کامل است که میتواند توسط واحدی که از لشکر اصلی جدا شده و در محاصرهی کامل دشمن قرار گرفته است، یا به وسیلهی هر تعداد از نیروها که در طول جنگ جدا افتادهاند یا تنها انها از ارتش باقی مانده اند؛ ایجاد شود.
ازاین رو، میتوان ان را ساختاری برای اخرین ایستادگی های واحد ها از لشکری در حال شکست قلمداد کرد یا به عنوان قدرتنمایی یکی از واحدهای جدا شده از لشکر دانست که تلاش میکنند تا موقعیت نیروها را حفظ کنند تا سایر واحد ها و نیروهای لشکر به انها ملحق شوند.در هر دو حالت، چون این واحد خود را در تور محاسرهی دشمن میبیند،این ساختار، چیزی نیست که هیچ سربازی دوست داشته باشد خودش را در ان ببیند. همانطوری که در مثال بالا میبینید، افسر ها و کماندار ها در وسط این کره میبینیم.
مقابله با سواره نظام!

براي مقابله با سواره نظام دشمن، افسران ارتش روم نوعي آرايش دفاعي را ترتيب ديدند كه در آن رديف جلويي ديواره دفاعي تنگي را تشكيل مي دهد كه از لا به لاي آن نيزه هايي بيرون زده است.
بدون شك استفاده از اسب براي شكستن چنين آرايشي بسيار سخت خواهد بود. زماني كه اسب ها به آرايش دفاعي رسيده و با حجم نيزه هاي نشانه رفته بسويشان روبه رو شوند، طبيعتاً متوقف خواهند شد. در اين لحظه است كه اسب و سواركار در آسيب پذيرترين حالت قرار دارند و رديف هاي عقبي به راحتي مي توانند نيزه هايشان را به سمتشان پرتاب كنند.
با توجه به مسافت كوتاه و آموزش هايي كه سرباز هاي لژيون ديده اند، به احتمال زياد چنين سواره نظام متوقف شده اي، با دست پاچگي مجبور خواهد شد تا با چرخشي عقب نشيني كند. با اين حال اسب ها هدفي بسيار آسان خواهند بود.
اگر حضور تيراندازها در اين آرايش لحاظ شود، اثر آن بر روي سوار نظام بسيار ويرانگر خواهد بود.
آرایش زد و خرد:

آرایش زد و خرد ضروریترین شیوه برای روبرویی در جنگ های نزدیک و فشرده توسط نیروهای هنگ بود. یک خط فاصله دار بزرگ که همه نفرات خط با چند گام فاصله کنار هم می ایستادند، که باعث دو برابر شدن میزان صف ها می گشت. اما فاصله خالی بوجود آمده بین نفرات توسط خط بعد پوشیده می شد. ریشه این آرایش بسیار شبیه در روش سربازان رومی یافت می شود ، که نیروهای سبک درگیر شونده رومی به عنوان نیروی اصلی پیشتاز از این روش استفاده می کردند. فواصل زیاد در خط اجازه می داد که هر سرباز جابجایی زیادی داشته باشد و چندین بار از این فضاها استفاده کند. بدین طریق نبرد های سخت راحت تر می گشت و امکان می داد تا سرباز حملات شدید و عقب نشینی سریع را داشته باشد.
همچنین در این آرایش واحد های دوست امکان رد شدن شریع از خط را داشتند که بدون برهم زدن خط ممکن می گشت، این روش که توسط ارتش های پیروز در جنگ های بزرگ استفاده می شد و کسانی که مسیر نبرد را گم می کردند به راحتی کشته می شدند.
آرایش مثلثی


آرایش مثلثی (گوه ای)یک آرایش تهاجمی است برای شکستن صفوف دشمن در یک دشت باز.یک تعداد نسبتا کم از لژیونرهای می توانند به صورت مثلثی قرار بگیرند و پیشروی خود را بسمت صفوف دشمن آغاز کنند.همانطور که بقیه لژیونرها به این آرایش از پشت یاری می رسانند،فشارآنها می توانند صفوف دشمن را از هم بگسلد. از آنجا که شکستن صفوف دشمن اغلب به صورت کلیدی به پیروزی در نبرد می انجامید آرایش مثلثی یک تاکتیک حیاتی مهم در ارتش رم بوده است
توضیح:
این آرایش یکی از نقاط تفاوت فالاکنسهای یونانی با لژیونرهای رمی است. اصولا از نظر انعطاف پذیری لژیونرها بسیار از فالانکسها برتر بودند
Quote
تلاش برای ضربه زدن به نقاط کوچکی مانند ساق پای کسی به وسیله نیزه ، شمشیر یا تبر زمانی که رقیب در برد این سلاح های قرار گرفته باشد و شما به صورت انفرادی نمی جنگید(یعنی در صف خود قرار دارید) دشوار است. (معنی این جمله رو نفهمیدم)Attempting to hit a small target like someones foot with a spear, axe or sword is difficult when the opponent is within range to use such weapons, as your not fighting in isolation. Your actively dodging blows from your opponent, those next to him, whilst at the same time making sure your not in the way of your fellows trying to do the same to them.
And of course to hit someone's feet you have to look down, and then stab downwards, which means your less likely to be able to defend in coming attacks, whilst at the same time exposing your head, right shoulder and back to a weapon thrust.
When you read battle accounts in Ammianus, Julian etc its pretty certain that the vast majority of casualties are caused when one army routs and then the pursuers slash at the backs and legs of those who are fleeing.
Your actively dodging blows from your opponent, those next to him, whilst at the same time making sure your not in the way of your fellows trying to do the same to them.
و البته شما برای ضربه زدن به پای کسی باید به پایین نگاه کنید و بنابراین به سمت پایین ضربه بزنید که بدان معنی است که قادر نخواهید بود حملات دشمن را دفع کنید در حالیکه سرتان شانه راست و پشت تان بی دفاع مانده.زمانی که گزارشهای نبردها را در امیانوس، جولیان و غیره می خوانید تقریبا مطمئن می شوید که بیشتر تلفات در نبردها هنگامی روی می دهند که یک سپاه فرار می کند و تعقیب کنندگان از پشت سر به پاها و پشت فراریان ضربه می زنند.
#12
OFFLINE
البته ترجمه بالا یکم مورد داره اما کلا معنیش میشه " وقتی گروهی با شمشیر و نیزه ... میجنگید ضربه زدن به اهداف کوچیک مثل پا سخته" (ترجمه کاملا مفهومی )لاش برای ضربه زدن به نقاط کوچکی مانند ساق پای کسی به وسیله نیزه ، شمشیر یا تبر زمانی که رقیب در برد این سلاح های قرار گرفته باشد و شما به صورت انفرادی نمی جنگید(یعنی در صف خود قرار دارید) دشوار است. (معنی این جمله رو نفهمیدم)
#13
OFFLINE
ارسالی 04 ژانویه 2013 - 10:08
Quote
as your not fighting in isolation. Your actively dodging blows from your opponent, those next to him, whilst at the same time making sure your not in the way of your fellows trying to do the same to them
در حالی که شما تنها نمیجنگید. فعالیت های شما تحت تاثیر حرکات دشمنتان، و افراد کنار دستی اوست، و همزمان باید حواستان را جمع کنید(مطمئن شوید) که شما در هدف دوستانتان که میخواهند همینکار را با انها بکنند هم نیستید...(یعنی فرندلی فایر!! فارسیش رو یادم نیست خدایی اتفاق نیوفته!)
#14
OFFLINE
ارسالی 05 ژانویه 2013 - 11:13
دوستانی می خوان بیشتر با حال و هوای روم باستان آشنا بشن حتما سریال روم رو ببینن فوق العاده زیبا هست و برعکس بخش عمده فیلم ها و سریال های اروپائی اون نگاه ستایش وار رو از روم نداره خیلی هم محل مناقشه واسه همین قرار گرفت فقط دقت داشته باشین سریال کاملا +18 هست ...
#15
OFFLINE
ارسالی 05 ژانویه 2013 - 02:10
برج محاصره

مدلي از برج محاصره رومي در موزه تمدن شهر رم.
اين برج عظيم الجثه كه بر روي چرخ قرار دارد، معمولا براي تامين ارتفاع مورد نياز براي تيراندازها و منجنيق ها به كار مي رفته است. با اين مزيت برج، سربازان مي توانستند تير هايشان را به سوي افرادي كه بالاي ديوار شهر ها و برج ها سنگر گرفته اند، پرتاب كنند تا در كنار آن، سرباز هاي ديگر بتوانند فرصت كافي براي ايجاد سوراخي در ديواره قلعه دشمن را پيدا كنند بدون اينكه نگران مورد هدف قرار گرفتن از بالاي ديوار باشند.
همچنين در اين مدل منحصر فرد دژكوپي بر پايه آن ساخته شده است تا سربازاني كه برج را به كار مي گيرند، بتوانند در كنار آن با ايمني به كار خود مشغول باشند.
بالیستا(قلاب انداز):

یک سنگ ( قلاب) انداز نوسازی شده و کامل ، مطعلق به گارد خیابان ارماین در انگلستان،به نمایش گذاشته شده در قلعه بردوسوالد در می 2007.گرچه زه آن محکم بسته نشده بود ولی یک گوی سنگی را به فاصله 25 تا 35 متری پرتاب کرد و به ارتفاع بالایی رساند.

مکانیزم پیچش بازوی راست سنگ (قلاب)انداز.طناب های پیچیده شده نیرویی فراهم میکنند که بازوها را به جلو حرکت می دهد.هرچه طناب ها بیشتر پیچیده شده باشند نیرو بیشتر می شود.
منجنیق:


تصویر بالا، یک نمونهی بازسازی شده از یک منجنیقکوچک گارد خیابانی در بریتانیا است که در بیردسوالد فورت در می ۲۰۰۷ به نمایش گذاشته شد. با وجود یک طناب لق، این منجنیق ۳۰ تا ۴۰ یارد سنگها را پرتاب میکرد.
پایین، تصویری از یک منجنیق کوچک که در موزهی دلاسیویلتای رم به نمایش در امده است، میباشد. این ماشین، توپخانهی سنگین دوران باستان است. گیرههای سمت چپ (تصویر اول)(پشت منجنیق)، اهرم هایی هستند که سرباز ها با ان، دستگاه را مسلح میکنند(پرتاب کنندهی سنگ را به عقب میکشند)
در سمت راست (تصویر دوم)(در حقیقت جلوی منجنیق) یک بالشتک قرار گرفته تا ضربهی شلیک را گرفته و مانع از هم پاشیدن ماشین شود.
10 سامورایی معروف تاریخ
اولین چیزی که در مورد فرهنگ ژاپن باید بدانید این است که این سرزمین قدمتی بسیار دیرینه دارد و اولین نشانههای تمدن در ژاپن به ۵۰هزار سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد. در اصل ژاپن با این پیشینهی تاریخی جلوی کشور اصل و نسب داری مثل ما هم یک پیرمرد محسوب میشود. هر یک از دوران تاریخی این کشور برای خودش اسمی دارد و مثلاً از سال ۱۹۸۹ که امپراتور قبلیشان به نام هیروهیتو مُرد تا زمان حال در دورانی به نام “هیسهای” قرار داریم.
بیشتر ساموراییهای مشهور ژاپن بین سالهای ۱۴۶۷ تا ۱۶۰۳ میلادی که ژاپنیها به آن دورهی سنگوکو میگویند (دورهی ارباب رعیتی)، نفس کش میطلبیدند. در این دوره ژاپن به صورت فعلیاش متحد و یکپارچه نبود و هر کسی که یک اصطبل اسب و چند نفر سامورایی داشت برای خودش ریاست میکرد تا اینکه طمع بعضی از این افراد بالا زد و دلشان خواست به قلمرو بقیه پنجول بیندازند. اینطور شد که جنگ داخلی سراسر ژاپن را فرا گرفت و بلا نسبت شما همه مثل سگ و گربه به جان هم افتادند. پس از جنگهای بیشماری که ظرف این ۱۵۰ سال بین افراد قدرتطلب درگرفت، بالاخره یک نفر آدم باجَنَم پیدا شد که خشتک بقیه را سرشان بکشد و کیمونوی ریاست بر کل ژاپن را بر تن کند.
خدایان روی زمین
تقسیم قدرت در ژاپن دورهی سنگوکو به این ترتیب بوده که ابتدا امپراتور و خاندان سلطنتی ژاپن بهعنوان خدایان روی زمین بر سر مردم ژاپن منت میگذاشتند و خوبهایش را اول سوا میکردند . سپس شوگان یا همان فرماندهی کل نیروها قرار میگرفت که در اصل بالاترین مقام اجرایی در ژاپن به شمار میرفت. در تاریخ ژاپن پیش آمده که شوگانی امپراتوری را از قدرت عزل کند و خودش پشت رُل بنشیند. بعد از شوگان هم دایمیوها یا همان اربابها بودند که بسته به قدرت و ثروتشان تعدادی سامورایی در اختیار داشتند و از رعایای منطقهی خود باج و خراج میگرفتند. این قضایا کم و بیش تا زمان جنگ جهانی دوم ادامه داشت تا اینکه ژاپن وارد جنگ جهانی شد و پس از ماجراهای پِرل هاربر و کامیکازی و بمب اتم مجبور شد تسلیم نیروهای متفقین بشود. در اصل نخستین و تنها باری که ژاپن به اشغال خارجیها درآمده همان ورود نیروهای متفقین پس از جنگ جهانی است. اولین باری که مردم ژاپن صدای امپراتور را شنیدند وقتی بود که او در رادیوی ملی این کشور پیام تسلیم شدن ژاپن در برابر متفقین را قرائت کرد. این واقعه باعث شد تا منزلت خدایی امپراتور در میان انسانها پایان بیابد.
از اصل مطلب که ساموراییها بودند دور نشویم. ساموراییها افراد اخمو، کم حرف و بد اخلاقی بودند که در شمشیرزنی و کتک کاری مهارت ویژهای داشتند و بهجای اینکه مثل بقیه زمین بیل بزنند و گوسفند بچرانند، برای اربابها شمشیر میزدند. یک سامورایی با همهی هارت و پورتش بندهی اربابش بود و وظیفه داشت تا پای جان به اربابش خدمت کند. اگر کسی ارباب را میکشت، آن سامورایی برای حفظ آبرو باید خودکشی میکرد. البته ساموراییهایی هم بودند که عطای ارباب را به لقایش بخشیده بودند و برای خودشان ول میگشتند و برای این و آن به صورت کنتراتی کار میکردند که به آنها دیگر سامورایی نمیگفتند. میگفتند رونین. یعنی آدمکش. و این رونین اصلاً و ابداً کلمهی خوب و شرافتمندانهای نبود.
سخن کوتاه کنیم و برویم به سراغ ۱۰ سامورایی خبیث.
Hōjō Ujitsuna
۱۰- هوجو اوجیتسونا (۱۴۸۷ – ۱۵۴۱)
(ایسه شینکورو)هوجو اوجیتسونا پسر هوجو سون، مؤسس خاندان هوجو بود که خانوادهاش کنترل قسمت عظیمی از منطقهی کانتو، پر جمعیتترین جزیرهی ژاپن در دوران سنگوکو را در دست داشت. اوجیتسونا در دوران سنگوکو بدنیا آمده بوده و از وقتی چشم باز کرد تا ۶۰ سال پس از مرگش در ژاپن فقط جنگ بود و خونریزی. وقتی اوجیتسونا در سال ۱۵۲۴ کنترل قلعهی اِدو را به دست گرفت، جنگ سهمگینی با خاندان اوئهسوگی به راه انداخت که این جنگ یکی از حادثههای مهم در تاریخ قرون وسطی ژاپن به شمار میرود. او اعتبار خاندانش را در منطقهی کانتو افزایش داد و تا زمان مرگش در سال ۱۵۴۱ خاندان هورا به یکی از قدرتمندترین و بانفوذترین خانوادههای کشور ژاپن تبدیل کرد.
مقالات مرتبط:
۲۵ مکان مخوف در دنیا
۱۱ مورد عجیب از فرهنگ ژاپن
۱۰ عدد از برترین رموز باستان -قسمت اول
۱۰ عدد از برترین رموز باستان -قسمت دوم
Hattori Hanzō
۹- هاتوری هانزو (۱۵۴۲ – ۱۵۹۶)
هانزوی شیطانی
البته این لقب صرفاً برای ستایش تواناییهای ترسناک هاتوری هانزو ساخته نشده بلکه برای تمایز بخشیدن او از واتانابه هانزو، دیگر نینجای آن زمان هم ساخته شده است. هاتوری هانزو بهعنوان یک رهبر مقتدر که ۲۰۰ سامورایی خشمگین را زیر دست خود رهبری میکرد در ژاپن بسیار معروف است.
اگر از طرفداران فیلمهای کوئینتین تارانتینو باشید این اسم به گوشتان آشناست. استاد شمشیرزنی در فیلم بیل را بکش از روی هاتوری هانزوی واقعی الهام گرفته شده است.
کسی چیز خاصی دربارهی زندگی هاتوری هانزو در سنین جوانی نمیداند، اما مورخان نوشتهاند که او در سال ۱۵۴۲ بدنیا آمده است. هانزو خیلی زود مبارزه با شمشیر را آموخت و در ۱۶ سالگی برای اولین بار شمشیرش تشنهاش را با خون جنگجویان آب داد. او استعداد زیادی در شمشیرزنی داشت و با هر مبارزه پیشرفت میکرد. هانزو به توکوگاوا ایاسو وفادار بود و چندین بار جان این مرد را نجات داد. توکوگاوا بعداً تبدیل به شوگان ژاپن شد و پایههای حکومت شوگانی او که در قلعهی اِدو مستقر کرده بود ۲۵۰ سال ژاپن را اداره کرد. از ۱۶۰۳ تا ۱۸۶۸٫ مقام هاتوری هانزو بهعنوان اسطورهی دلاوری و وفاداری در بین ساموراییها در ژاپن محفوظ است و جزو معدود افرادی است که اسم او را بر روی دروازه قصر امپراطوری ژاپن نوشتهاند.
Uesugi Kenshin
۸- اوئهسوگی کنشین (۱۵۳۰ – ۱۵۷۸)
اژدهای اِچیگو
اوئهسوگی کنشین فرماندهی جنگی قدرتمندی بود که در دوران جنگ داخلی ژاپن رهبری خاندان ناگائو را به عهده داشت. او یکی از نوابغ نظامیگری بود و توانایی بسیار بالایی در هدایت نیروهای جنگی داشت و پیروزیهای بسیار زیادی را در میدان جنگ بدست آورد و سران بسیاری از لشکرها را از دم تیغ گذراند. در یکی از نبردها، جنگجویان ارباب فانایوشی، ساموراییهای کنشین را به محاصره درآورند اما کنشین تسلیم نشد و با استفاده از هوش و درایت خود موفق شد خود و افرادش را از محاصره خارج کند و سر فانایوشی را از گردنش جدا کند.
داستان نبردهای او با تاکدا شینگن، یک جنگسالار قدرتمند دیگر، یکی از معروفترین داستانهای مربوط به زمان سنگوکو است. بین نیروهای این دو ۱۴ سال جنگ در گرفت و دو نفر چندین بار با یکدیگر به صورت تن به تن تا سر حد مرگ مبارزه کردند. بالاخره کنشین در سال ۱۵۷۸ مُرد. علت مرگ او ناشناخته باقی ماند اما بعضی از تاریخ نگاران اعتقاد دارند که علت مرگ او سرطان معده بوده است.
Shimazu Yoshihisa
۷- شیمازو یوشیهیسا (۱۵۳۳ – ۱۶۱۱)
شیمازو یوشیهیسا جنگسالار دیگری بود که او هم در دوران سنگوکو زندگی میکرد. نکتهی جالب در مورد او این بود که با دختر پدربزرگش ازدواج کرد، یعنی با عمهی خود.
یوشیهیسا در جوانی تمرینهای زیادی کرد تا به یک فرماندهی نظامی کارآمد تبدیل شود و به همراه برادرانش موفق شد تا قسمت زیادی از منطقهی کیوشو را به تصرف در آورد. موفقیتهای بیشمار او در جنگ موجب شد تا ساموراییهای تحت فرمانش قسم شمشیر بخورند که تا ابد در خدمتش بمانند. کسانی که بدون کوچکترین ترسی، در میدان نبرد برایش شمشیر میزدند. یوشیهیسا اولین کسی بود که توانست کل منطقهی کیوشو را قبل از نابود شدن توسط تویوتومی هیدهیوشی و ارتش ۲۰۰ هزار نفریاش زیر یک پرچم متحد کند.
Mori Motonari
۶- موری موتوناری (۱۴۹۷ – ۱۵۷۱)
سامورایی شاعر
موری موتوناری از گمنامی محض برخواست و هدایت چندین خاندان بزرگ ژاپن را در دست گرفت و به یکی از قدرتمندترین و ترسناکترین جنگسالاران دورهی سنگوکو تبدیل شد. او به یکباره وارد عرصهی قدرت شد و رقیبانش را یکی پس از دیگری در میدان جنگ از پا در آورد تا جاییکه از ۱۱ منطقهی چوگوکو کنترل ۱۰ تای آنها را بدست گرفت. خیلی از پیروزیهای افسانهای موتوناری در حالی بدست آمد که نیروهای حریف از نیروهای او بزرگتر بودند و شهرت موتوناری به همین است. موری موتوناری علاوه بر مهارت در فنون رزمی انسان متفکر و با ذوقی بود و شعر میسرود.
قضیه نصیحت موتوناری به سه پسرش برای متحد باقی ماندن، بسیار معروف است. این پند و اندرز که بعضیها آنرا به لقمان حکیم نسبت میدهند در واقع متعلق به یک سامورایی است. موتوناری سه پسرش را فرا میخواند. ابتدا یک تیر و کمان را در دست میگیرد و آنرا از وسط میشکند. سپس سه تیر و کمان بر میدارد تا آنها را بشکند اما نمیشکنند. آنگاه او به پسرانش میگوید اگر متحد بمانید نمیشکنید.
Miyamoto Musashi
۵- میاموتو موساشی (۱۵۸۴ – ۱۶۴۵)
رونین ولگرد
استاد بلامنازع شمشیر سامورایی. میاموتو موساشی از آن کسانی بود که درحین مبارزه بعد از رد و بدل شدن چند ضربهی سریع شمشیر، وقتی حریفش میخواست به او فحش خار مادر بدهد ناگهان متوجه میشد که خط قرمزی بر روی گردنش افتاده و بعد از چند ثانیه سرش از روی تنش لیز میخورد و جلوی پای موساشی کف زمین میافتاد. موساشی یک رونین بود (سامورایی بدون ارباب) که در دورهی سنگوکو زندگی میکرد و از این نظر مقام شایستهای در بین ساموراییها نداشت.
او مبدع سبکی از مبارزه در کنجوتسو (هنر شمشیرزنی) به نام نیتنایچی (جفت بهشت) بود. تکنیک ابداعی او شامل به دست گرفتن ۲ شمشیر در دست و استفادهی همزمان از هر دوی آنها بود. بر اساس داستانها، او در سرتاسر ژاپن قرون وسطی سفر کرد و صدها مبارزهی تن به تن را بُرد. میگویند موساشی یک بار وارد یک مدرسه شمشیرزنی شده و یک تنه همهی حریفانش را شکست داده و بدون اینکه به او خال بیفتد از آنجا خارج شده است. موساشی به عنوان سرباز در چندین جنگ هم شرکت کرد و با شمشیرش سرهای زیادی را از بدنهایشان جدا کرد.
با این حال این سامورایی متفکر بزرگی نیز محسوب میشد و هنوز که هنوز است ایدهها و افکارش در ژاپن مدرن نیز در بین مردم نقل میشود. اکنون از او عمدتاً بهعنوان نویسندهی ” کتاب پنج حلقه ” یاد میشود. کتابی دربارهی استراتژی و مفهوم فلسفی نبرد سامورایی.
میاموتو موساشی علاوه بر ساموراییگری، به هنر نقاشی هم علاقهی شدیدی داشت و از او آثاری هم به جا مانده است. من جمله تصویری که از چهرهی خودش کشیده است. موساشی محبوبیت زیادی در ژاپن کنونی دارد و فیلمها و سریالهای زیادی از زندگی او ساخته شده است.
Toyotomi Hideyoshi
۴- تویوتومی هیدهیوشی (۱۵۳۶ – ۱۵۹۸)
تویوتومی هیدهیوشی را یکی از پدران بنیانگذار ژاپن میدانند، زیرا او یکی از ۳ مردی بود که اعمالشان منجر به اتحاد ژاپن و پایان یافتن دوران خونین سنگوکو شد. هیدهیوشی در جوانی بهعنوان یک رعیت فقیر در صف مردان اودا نُبوناگای قدرتمند بود و با تیزهوشی خود را به نُبوناگا نزدیک کرد تا جایی که زمانی مقام “حمل کنندهی دمپایی ارباب” را به او دادند. اما ماجرا برای مرد زیرک ژاپنی به اینجا ختم نشد. هیدهیوشی پس از رشادتهای فراوانش به درجهی سامورایی رسید و به مشاور نُبوناگا مبدل شد تا حدی که پس از مرگ اربابش جانشین او شد و شروع کرد به پایهریزی ساختار اجتماعی فرهنگی کشور ژاپن. چیزی که تا ۲۵۰ سال بعد بر جای خود باقی ماند. او حمل شمشیر را برای افرادی که سامورایی نبودند ممنوع کرد و شمشیرها را از سرتاسر کشور جمع کرد تا شمشیر فقط به طبقهی سامورایی اختصاص داشته باشد. هر چند که اینکار موجب شد قدرت نظامی به دست طبقهی سامورایی بیفتد اما از طرفی بزرگترین گام به سوی صلح و پایان دورهی سنگوکو به شمار میرفت.
Takeda Shingen
۳- تاکدا شینگن (۱۵۲۱ – ۱۵۷۳)
سامورایی غول پیکر
میتوان به جرأت گفت که تاکدا شینگن خبیثترین ژنرال سامورایی دورهی سنگوکو بود. او بهعنوان اولین فرزند پسر و وارث خاندان تاکدا بدنیا آمد، اما بعد از اینکه فهمید پدرش میخواهد برادر دیگرش را جایگزین خود کند، در یک کودتای بدون خونریزی قدرت را از پدر خود به زور گرفت.
از آن به بعد شینگن به دنبال گسترش قلمرو خاندان خود به این سو و آن سو لشکرکشی کرد و با زور شمشیر مناطق زیادی را تحت سیطرهی خود در آورد. اما این چیزها شینگن را راضی نمیکرد. او به دنبال کل ژاپن بود. از این رو شینگن با خیلی از خانوادههای قدرتمند دیگر متحد شد و شروع به پیشروی در سرزمینهای خارج از قلمروی خود – منطقهی کای – کرد. شرح جنگهایی خونباری که او در آنها پیروز شده بسیار طولانی است. سهمگینترین جنگهای شینگن با اوئهسوگی کنشین بود که در ۱۴ سال ۵ بار روبروی همدیگر صف آرایی کردند اما پس از آخرین نبرد هیچ کدام از پس دیگری برنیامد.
با این حال تنها کسی که قدرتش با قدرت اودا نُبوناگا برابری میکرد تاکدا شینگن بود. او از معدود افرادی بود که در شاخ به شاخ مستقیم با اودا نُبوناگا، او و جنگجویانش که در حال تصرف سریع مناطق بزرگی از ژاپن بودند را به شدت در هم کوبید.
دشمنان شینگن تنها نبوناگا و کینشن نبوند. چندین دسیسه برای کشتن و خلع کردن شینگن از قدرت به وقوع پیوست تا جاییکه او پسرعمویش را به جرم خیانت به خود اعدام کرد. چندی بعد پسرش نیز به او خیانت کرد که او را هم کشت. شینگن در سالهای آخر عمرش به امورات داخلی قلمرو تحت تصرفش پرداخت و از جمله این اقدامات ساختن سد بر روی رودخانه فوجی بود که یکی از بهترین زیرساختهای آن موقع محسوب میشد و نشان از درایت بالای شینگن داشت.
او در سال ۱۵۷۳ بر اثر بیماری مرد. بسیاری از مورخان میگویند اگر شینگن نمرده بود، شاید اودا نُبوناگا هیچوقت به قدرت نمیرسید.
Oda Nobunaga
۲- اودا نُبوناگا (۱۵۳۴ – ۱۵۸۲)
هِگِمون – ارباب قلمروها
اودا نُبوناگا بنیانگذار ژاپن است. او کسی بود که توانست نقاط مختلف مملکت شورشزدهی ژاپن را فتح کند و همه را تحت لوای سرزمین آفتاب تابان متحد کند. او اولین جنگسالاری بود که قلمروی وسیع خود را تحت یک نام واحد به کنترل درآورد و خاندان و ساموراییهای تحت فرمانش را در اواخر دوران سنگوکو رهبری میکرد. نُبوناگا تا ۱۵۵۹ توانسته بود تمامی رقبای خود در منطقهی اوواری را از بین ببرد و قدرت را یک تنه بدست بگیرد. سپس او تصمیم گرفت که پا را فراتر بگذارد. از آن به بعد ۲۰ سال طول کشید تا نُبوناگا بهعنوان قدرتمندترین جنگسالار ژاپن به قدرت برسد.
از میان کل سرداران جنگی ژاپن در دورهی سنگوکو تنها معدود افرادی مثل تاکدا شینگن توانسته بودند در برابر نبوغ نظامیگری و استراتژیهای جنگی منحصربهفرد او موفقیتی کسب کنند. مابقی را سگ کُش کرده بود. البته نُبوناگا خوش شانس هم بود که خطرناکترین رقیبش شینگن قبل از او ریغ رحمت را سر کشید و عرصه را برای جولان او خالی گذاشت.
در ۱۵۸۲، نُبوناگا که در بالاترین موقعیت قدرت خود قرار داشت، در طی کودتای ژنرال خائن خودش، آکِچی میتسوهید، از قدرت به زیر کشیده شد. او که بعد از کودتا به داخل معبد هونوجی در کیوتو پناه برده بود دست به عمل آئینی سپوکو۱ زد و جان خود را گرفت و جای خود را به یار وفادارش تویوتومی هیدهیوشی داد.

توضیح ۱: سپوکو آئین خودکشی مخصوص ساموراییهاست که در طی آن با شمشیر شکم خود را شکاف میدهند و دل و رودهی خود را با دست بیرون میکشند و روی زمین میریزند تا بمیرند.
Tokugawa Ieyasu
۱- توکوگاوا ایاسو
شوگان مخوف
توکوگاوا ایاسو غول آخر ساموراییهاست. هر چند که او مثل بقیهی ساموراییهای همدورهی خود فتوحات متعددی در میدان نبرد نداشت اما در انتهای دورهی سنگوکو تنها سامورایی نامدار زندهای بود که شمشیرش از دستش نیفتاده بود. ایاسو خاندان توکوگاوا را با اودا نُبوناگا متحد کرده بود، اما پس از مرگ نُبوناگا، خلاء قدرت ایجاد شد. با وجودیکه تویوتومی هیدهیوشی جانشین نُبوناگا شد، اما او تنها برای مدت کوتاهی توانست بر تمام قلمروی ژاپن حکمرانی کند.

از ۱۵۸۴ تا ۱۵۹۸ نیروهای توکوگاوا ایاسو به جان ارتش هیدهیوشی افتادند تا کنترل ژاپن را در دست بگیرند. در ۱۵۹۸ هیدهیوشی بر اثر بیماری جان خود را از دست داد و پسر ۵ سالهاش را بهعنوان جانشین از خود باقی گذاشت. در ۱۶۰۰ در طی نبرد معروف سکیگاهارا، نیروهای توکوگاوا آخرین ضربهی مرگبار را به باقیماندهی نیروهای متحد اودا و تویوتومی وارد کردند و کارشان را یکسره کردند.
ایاسو تبدیل به اولین شوگان خاندان توکوگاوا شد. خاندانی که توانست قدرت را تا سال ۱۸۶۸ حفظ کند. به قدرت رسیدن خاندان توکوگاوا باعث شد آیندهی این کشورشکل دیگری به خود بگیرد زیرا در طی دوران ۲۵۰ سالهی قدرت توکوگاوا، کشور ژاپن با پیش گرفتن سیاست ساکوکو ارتباط خود با بقیهی دنیا را قطع کرد.
علامت مخصوص حاکم بزرگ توکوگاوا. احترام بگذارید.
تاریخ چه نینجا
روش جنگی
ماهیت مرموز نینجاها، در قرن اخیر توجه مردم ژاپن و سپس کل دنیا را جلب کرد و آن را به بخشی از فولکلور و افسانههای ژاپن تبدیل کرد. نتیجه این افسانهسازی، مشکلتر شدن جدا کردن افسانه از واقعیت بود تا حدی که قابلیتهای فراطبیعی مثل نامرئی شدن و راه رفتن روی آب، به نینجاها نسبت داده شد و این شخصیت، به شکل فیلم و داستان به فرهنگ عامه تمامی جهان، راه یافت. از واژه نینجوتسو برای توصیف فعالیتهای مختلف نینجاها استفاده میشود.
نینجاها با رنگ لباس تیره خود و پوشیدن نقاب همواره نمادی از ترس و دلهره برای ساموراییها مطرح بودهاند. برعکس ساموراییها که از سلاح کاتانا به عنوان سلاح اصلی خود استفاده میکردند، نینجاها هر ابزاری را که میتوانستند برای رسیدن به هدف خود به کار گیرند به عنوان سلاح در نظر میگرفتند. این تنوع در بکار گیری سلاح از آنان مبارزانی مخوف و راز آلود ساخته بود. شاید معروف ترین سلاح یک نینجا شورایکن یا ستاره نینجا باشد که تقریبا نماد این افراد یا این هنر نیز شدهاست. ستاره نینجا یا شورایکن سلاحی بود که از فاصله به طرف دشمن پرتاب میشد و با زخمی کردن یا کشتن حریف و دشمن او را از مقابله با نینجاها باز میداشت. توانایی این افراد در جاسوسی در گرو تغییر چهره و استتار آنها بود که ایشان از کودکی آنرا فرا میگرفتند و اساتید این هنر بودند.
تاریخچه
تاریخ پیدایش نینجاها چندان مشخص نیست اما بسیاری از منابع به حوالی قرن ۱۴ اشاره میکنند. و لغت «شینوبی» نیز تا قرن ۱۵ دیده نشدهاست.
در افسانههای ژاپنی آمده که نینجاها از نسل هیولایی هستند که نیمی انسان و نیمی کلاغ بود. بر اساس بیشتر منابع تاریخی نینجاها به تدریج خود را به عنوان نیروی مخالف همتایان طبقه بالاتر خود یعنی ساموراییها در دوران حکومت فئودالها بر ژاپن مطرح کردند و تکامل این هنر رزمی بین قرن ششم تا نهم میلادی در ژاپن اتفاق افتاد. پس از سقوط امپراطوری تانگ در چین در سال ۹۰۷ میلادی، تعدادی از فرماندهان نظامی چینی به ژاپن آمدند و تاکتیکها و نظریات جدید جنگی را با خود به این جزیره آوردند. در دهه ۱۰۲۰ میلادی هم راهبان بودایی چینی وارد ژاپن شدند و دانشپزشکی و نظریات جنگی خود را هم که بسیاری از آنها از هند ریشه گرفته و در تبت و نقاط مختلف چین تکامل یافته بود به ژاپن آوردند و روشهای خود را به راهبان جنگجوی ژاپنی و اولین طایفههای نینجا آموختند. دایسوکه توگاکوره سامورایی خلعشده، و کاین دوشی راهب جنگجوی چینی، نخستین نینجاهایی بودند که برای اولین بار قواعدی را برای این هنر رزمی تدوین کرده و جانشینان دایسوکه نیز نخستین نینجا ریو یا مدرسه نینجوتسو را با نام توگاکوره ریو تاسیس کردند. نینجوتسو به این ترتیب رقیبی برای مکتب بوشیدو ساموراییها شد. ساموراییها وفاداری و شرافت را بر هر چیز مقدم میداشتند و بوشیدو سیستم رزمی آنها بسیار اصیل و منسجم بود اما روشهای جنگی آنها همیشه کارآمد نبود. برتری نینجاها درست در همین مسئله بود. نینجاها انجام ماموریت به هر شکل ممکن را بر هر چیز مقدم میداشتند. حمله ناگهانی، مسموم کردن، فریب و جاسوسی از نظر ساموراییها ناجوانمردانه بود اما از روشهای اصلی رزمی نینجاها محسوب میشد.
در حال حاضر هنر رزمی نین جوتسو در جهان زیر نظر سوکه ماساکی هاتسومی دنبال میشود. جناب هاتسومی این هنر دیرین را دوباره زنده کرده و به عنوان استاد بزرگ نه مدرسه و مکتب (ریو) نین جوتسو ژاپن مورد پذیرش قرار گرفتهاند. این نه مدرسه که با اسامی: توگاکوره ریو، کوتو ریو، گیوکو ریو کوشی جوتسو، کوکی شیندن ریو، تاکاگی یوشین ریو، کومو گاکوره ریو، گیو کوشین ریو، شیندن فودو ریو، گیکان ریو شناخته میشوند همه تحت نظر و مدیریت هاتسومی به آموزش اصول نین جوتسو در قالب ۱۸ هنر رزمی نین جوتسو میپردازند. این رشته از هنرهای رزمی در بسیاری از کشورها از جمله ایران به عنوان یک رشته ورزشی شناخته شدهاست و طرفداران بسیاری دارد.
موسسه باستان شناسی
ده دانشمند معروف و برتر جهان
ده دانشمند معروف و برتر جهان
شکی نیست که دانشمندان به پیشرفت مستمر جامعه ی امروز کمک بسیاری کرده اند. بعضی از چیزهایی که ما امروز از آن ها بهره مند هستیم مثلاًنیرویبرق،حاصل اختراعات کسی است که زندگی خود را وقف این کار کرده است. بر خلاف سایر مشاغل، دانشمندان به خاطر اینکه از هر چیزی برای تحقیق و نو آوری دست می کشند مشهور هستند. درطول تاریخ از دانشمندان بسیاری یاد شده است که به خاطر اعتقادشان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند اما حتی این هم آنها را از قدم برداشتن به سوی پیشرفت باز نداشت. در تلاش برای تجلیل از دانشمندان سراسر دنیا، این مقاله سعی دارد برخی از بزرگترین دانشمندان تاریخ را معرفی کند.
ارسطو
ارسطو به عنوان برجسته ترین فیلسوف دوران خودش شناخته شده است. او دانش وسیعی در رشته های مختلف داشت، که تنها عده ی کمی از دانشمندان قادر به این کار بوده اند.او دررشته های فیزیک، جانور شناسی، بیولوژی، سیاست، علم اخلاق و منطقعلاوهبررشتههایدیگرنیز نقش داشته است. با وجود اینکه ارسطو صد ها سال پیش از این زندگی می کرده است اماهنوزهمدر عصر حاضرنتیجه ی اقدامات او احساس می شود.
سراسحاق نیوتون
احتمالاً اسحاق نیوتون هم درست مثل ارسطو، از بزرگترین دانشمندان زمان خودش بوده است. او نیز در زمینه های مختلفی مثل ریاضیات، فیزیک و فلسفه ی طبیعی در کنار سایر رشته ها مهارت زیادی داشت. نیوتون بیشتر به خاطر نقشی که در تلاش و نهایتاً روشن کردن قانون گرانش و سه قانون حرکت داشت شناخته شده است. هیچ نشانه ای در زندگی جوانی این مرد بزرگ دانش وجود نداشت که نشان دهد اویکی از مشهور ترین دانشمندان دنیا خواهد شد ولی او توانست بر تمام موانعی که در برابرش بود غلبه کند و پیروز شود.
گالیلو گالیلی (گالیله)
تا به امروز گالیله هنوز هم به عنوان کسی که بیشترین سهم را در پیشرفت علم داشته شناخته شده است. با وجود اینکه به خاطر اعتقادش توسط کلیسا مورد آزار و اذیت قرار گرفتاما حتا آن هم او را از انجام اکتشافاتی که در عصر حاضر هم مورد استفاده هستند باز نداشت. او نه تنها یک فیزیکدان بلکه ستاره شناس و فیلسوف هم بود. سهم او در پیشرفت علم، اختراع تلسکوپ و بیان دو قانون اول حرکت را در بر دارد.
چارلز رابرت داروین
در ادامه، شماره ی چهار چارلز داروین است. هرچند کسانی هستند که در دانشمند بودن او اختلاف نظر دارند. سهم عمده ی او در یافتن منشاء انسان است. او همچنین به خاطر سفرهای بسیاری که دور دنیا برای اثبات نظریه خود انجام داده معروف است.
البرت انیشتین
با توجه به گذشته ی البرت انیشتین، هیچ کس فکر نمی کرد پسری که تا سه سالگی نمی توانست حرف بزند و تا هشت سالگی نمی توانست بخواند، یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ باشد. با وجود موانعی که در پیش داشت توانست جایزه ی صلح نوبل را به خاطر تلاش هایی که در زمینه ی فیزیک انجام داد، بگیرد.
توماس ادیسون
هیچ دانشمند دیگری نتوانسته است مثل ادیسون بیش از 1000 اختراع ثبت شده داشته باشد. مثل انیشتین، ادیسون هم در کودکی مشکلات یادگیری داشت. دستگاه گرامافون و لامپ الکتریکی از اختراعات اوست.
الساندرو جوزپه آنتونیوآناستاسیو ولتا
ولتا که ایتالیایی بود به عنوان یک دانشمند در زمینه ی توسعه ی باتری الکتریکی تلاش کرد. واحد اندازه گیری الکتریسیته "ولت" به یاد او و به خا طر احترام به تلاش های او نام گذاری شده است.
استفن هاکینگ
بعد از درگذشت البرت انیشتین، کسی فکر نمی کرد که دوره ی دانشمندان گذشته باشد اما استفن هاکینکزبه لیست بزرگترین دانشمندان قرن بیستم اضافه میشود. شهرت او به خاطر نظریه ی انفجار بزرگ و سیاه چاله است. او همچنین در دانشگاه کمبریج به عنوان استاد ریاضیات تدریس کرده است.
لوئی پاستور
لوئی بیشتر به خاطر تلاش هایی که در زمینه ی پزشکی انجام داده شناخته شده است. نظریه ی جوانه ((germاولین بار بوسیله ی او معرفی شد و در ازآن پس در مطالعات میکرو بیولوژی مورد استفاده قرار می گیرد.
سر جاگادیش چاندرا بوز
جاگادیش به خاطر اقداماتش در اختراع رادیو و مایکرو ویو مشهور است. او که اولین دانشمند بنگالی (بنگلادشی) است تلاش های بسیاری در زمینه ی پیشرفت علم داشته است.
لیست فوق تلاش کرده است که تنها بعضی از بهترین دانشمندان طول تاریخ را معرفی کند و این بدان معنی نیست که دانشمندانی که اینجا ذکر نشده اند در رشته های خاص خود تلاش های ارزنده ای نداشته اند. همچنان که دنیا و تکنولوژی پیشرفت می کند تلاش های بسیاری هم صرف این میشود که وسایل الکترونیکی موجود راکارآمد تر و کم هزینه تر کنند. برای مثال پس از اختراع اینترنت پیشرفت ها ادامه داشته است تا اطمینان حاصل شود که دسترسی به اینترنت نه تنها ارزان تر بلکه ساده تر هم باشد
مردگان ۳۰۰ سال پیش چه گونه دفن میشودند


آشنایی با شغل باستان شناسی

اگر عاشق تاریخ بوده و از کاوش و جستجو لذت می برید، این شغل ایده آل شماست.
مطالعه در آثار گذشتگان و یادمانهای تاریخی و باستانی در جهت شناسایی هویت ملی و بازسازی فرهنگهای باستانی را باستان شناسی گویند. روشن کردن گذشته هر جامعه از جهت مسائل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و یا مذهبی بر عهده باستان شناسی است. پیشینه های تاریخی هر کشوری میراث آن و زمینه ای برای جذب توریست به آن می باشند.
باستان شناس محققی است که شواهد لازم را برای تحقیقات خود را از طریق بررسی ، پژوهش و کاوش در نقاط مختلف جهان که روزی محل تردد، سکونت یا هر نوع فعالیت انسانی بوده است، به دست میآورد و سعی دارد تا گذشته را براساس یافتههای خود بازسازی کند. او با مطالعه مکان ها و اشیای قدیمی، چیزهای زیادی از زمان های گذشته هر سرزمینی استخراج می کند. باستان شناس می تواند در یک زمینه جغرافیایی خاص ( مانند ایران شناسی)، یا یک دوره تاریخی خاص (مانند دوره هخامنشی) و یا یک نوع اشیای باستانی (مانند سفالگری) تخصص داشته باشد.
به طور کلی کار باستان شناس سه مرحله دارد :
- کشف و شناسایی مکان های آثار باستانی – در این مرحله باستان شناس به کمک روش های مختلفی مانند استفاده از ویرانه بناها، استفاده از اطلاعات موجود در کتاب های تاریخی،سفرنامه ها و…، مکان های تاریخی را شناسایی می کند.
- کاوش و حفاری – این مرحله مهم ترین و مشکل ترین بخش کار باستان شناس است. او در کاوش و حفاری، از کلیه دانش، تجربیات و مهارت های خود استفاده می کند. در این مرحله دقت و صبر بسیار مهم است زیرا ممکن است با انجام اشتباه کوچکی، صدمه بزرگی به آثار و بناهای تاریخی در حال کاوش وارد شود.
- استخراج و تنظیم اطلاعات – در این مرحله اشیا و بناهای کشف شده استخراج و با بررسی ویژگی ها و مشخصات آنها، اطلاعات تاریخی آنها بدست می آید. برای تعیین قدمت آنها معمولا از راه های مختلفی از جمله بررسی سکه یا کتیبه ای که همراه آنها بوده، روش لایه نگاری (بررسی لایه های زمینی که آثار در آن بوده اند) و… استفاده می کنند.
باستان شناسی مانند بسیاری از حوزه های پژوهشی و تحقیقاتی در کشور هدفمند نیست. حفاری و کاوش های تحقیقاتی بسیار کم انجام می شود. اکثر کاوشها،کاوشهای نجاتبخشی است. به این معنا که یک منطقه تاریخی که بر اساس گمانه زنیها، دارای شرایط کاوش و باستانشناسی است در معرض خطر قرار می گیرد که گاها این مورد به خاطر ساخت پل، سد، جاده و… پیش می آید. لذا گروه برای کاوش و نجات آثار باستانی اعزام می شوند و کلیه آثار مکشوفه، شامل سفال و طلا و… را به موزه منتقل می کنند.
یکی از موارد مهم در رشد و توسعه باستان شناسی در کشور، لزوم وجود ارتباطات بین المللی با متخصصان و دانشمندان این حوزه می باشد. در سال های اخیر به دلایل مختلف از جمله سیاسی، این روابط به حداقل و در حد صفر رسیده است.
باستان شناس باید ذهنی پویا و جستجوگر، دقت بالا و توجه زیادی به جزئیات داشته باشد. برخی از ابزاری که در حین کار باستان شناس از آنها استفاده می کند شامل کلنگ ، بیل ، بیلچه ، برس ، قلم ، طناب و بند ، قطب نما ، شابلون ، شاغول ، دوربین عکاسی ، فیلم برداری و نقشه برداری ، لوازم طراحی و …
باستان شناس معمولا باید به صورت تمام وقت کار کند. البته به هنگام عملیات حفاری و کاوش، تعیین ساعت معنایی ندارد و باستان شناس تا اتمام کار معمولا مشغول است. محل کار او بسته به نوع کار، متنوع است و می تواند ادارات و آزمایشگاه های مرتبط، موزه ها و یا فضاهای بیرونی و در شرایط مختلف آب و هوایی باشد.
در ادامه با وظایف، دانش و مهارت مورد نیاز، تحصیلات لازم و نحوه ورود به شغل، بازار کار و فرصت شغلی ،میزان حقوق و درآمد باستان شناس و برخی از باستان شناسان معروف آشنا می شوید.
وظایف باستان شناس
بسته به نوع تخصص، وظایف باستان شناس عبارتند از :
- شناسایی مکان های باستانی برای مطالعه با استفاده از روش های عکاسی هوایی، نقشه برداری و…
- شرکت در برنامه های کاوش (و گاهی حفاری) به عنوان عضوی از یک گروه
- گزارش درباره مکان ها و اشیای یافت شده از طریق عکاسی، نقشه کشی و یا یادداشت های دقیق با جزئیات کامل
- بررسی و دسته بندی اشیای یافته شده
- استفاده از تجهیزات و ابزار آزمایشگاهی برای بررسی اشیای یافت شده
- استفاده از کامپیوتر برای شبیه سازی مکان های باستانی
- تهیه و ارائه گزارشات لازم از نتایج تحقیقات و بررسی ها
- دسته بندی و به نمایش گذاشتن آثار باستانی در موزه ها
باستان شناس همچنین ممکن است به کارهایی مانند انجام تحقیقات، نوشتن مطالب مرتبط با کار خود برای روزنامه ها و مجلات، نوشتن کتاب و یا تدریس در دانشگاه ها بپردازد.
مهارت و دانش مورد نیاز باستان شناس
- ذهنی پویا و کاوشگر همراه با قدرت تجسم خوب
- دقت و توجه به جزئیات
- مهارت های برنامه ریزی و سازماندهی- به خصوص وقتی سرپرستی گروهی از باستان شناسان را بر عهده داشته باشد.
- مدیریت زمان و توانایی انجام کارها در موعد مقرر
- داشتن پشتکار و استقامت
- توانایی کار تیمی یا رهبری یک تیم
- مهارت های ارتباطی خوب
- توانایی نوشتن گزارشات
- آشنایی با زبان انگلیسی
- داشتن اطلاعات تاریخی و جغرافیایی در مورد ایران و کشورهای همسایه
- توانایی کار با کامپیوتر و اینترنت
- توان بدنی مناسب برای کار در شرایط سخت آب و هوایی
- داشتن علاقه به طبیعت و کار در آن
تحصیلات لازم و نحوه ورود به شغل باستان شناس
علاقه مندان به این شغل برای کسب دانش و تخصص لازم باید در رشته باستان شناسی در دانشگاه های کشور تحصیل کنند. امکان ادامه تحصیل در این رشته تا مقطع دکتری در دانشگاه های ایران وجود دارد. ضمنا گذراندن دوره های کارآموزی حین و بعد از تحصیل در کسب مهارت و تخصص بسیار موثر و مفید هستند.
بازارکار و آینده شغلی باستان شناس
باستان شناس می تواند در سازمان ها و شرکت های مرتبط دولتی و خصوصی مانند سازمان میراث فرهنگی، موزه ها کار کند. در صورت داشتن مهارت و دانش لازم، می توانید در دانشگاه ها و مراکز آموزشی هم تدریس کند. انجام کارهای تحقیقاتی نیز زمینه کاری دیگری است که می تواند در آن وارد شود.
شغل باستان شناسی در کشور با مسایل و مشکلاتی روبرو است که برخی از آنها عبارتند از :
- عدم توجه کافی و اهمیت ندادن به حوزه باستان شناسی در کشور و نبودن فرصت های شغلی کافی
- عدم وجود همکاری های بین المللی در این بخش با سایر کشورها
- عدم آموزش نرم افزارها و تکنولوژی های جدید به دانشجویان این رشته در دانشگاه ها
- عدم توجه به بعد پژوهشی رشته باستان شناسی در کشور
- نبود شناخت کافی و دید مناسب نسبت به باستان شناس در بین مردم (برخی هنوز باستان شناس را گنج یاب می دانند)
اطلاعات دقیقی از میزان استخدام و وضعیت شغلی باستان شناسان در ایران در دسترس نمی باشد. به دلیل اینکه در کشوربه باستان شناسی اهمیت لازم داده نمی شود و شرایط لازم برای فعالیت باستان شناس به صورت شخصی و خصوصی تقریبا فراهم نیست، فرصت های شغلی در آن بسیار کم بوده و به چند سازمان دولتی مرتبط محدود می شود.
در سال های اخیر تعداد اندکی شرکت خصوصی تاسیس شده اند که کار حفاری و کاوش را با مجوز سازمان میراث فرهنگی، انجام می دهند که این می تواند در جهت افزایش فرصت های شغلی باستان شناسی امیدوارکننده باشد.
در مجموع رقابت برای یافتن شغل در این بخش بسیار زیاد و سخت است.
وضعیت استخدام این شغل در برخی کشورهای جهان
آمریکا – پیش بینی ها نشان می دهد میزان استخدام باستان شناسان بین سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰، رشد۲۱ درصدی خواهد داشت. در حالی که متوسط این رشد برای همه مشاغل ۱۴درصد می باشد.
میزان درآمد باستان شناس
آمار دقیقی از میزان حقوق و درآمد باستان شناس در کشور وجود ندارد. باستان شناسی که در بخش دولتی مانند سازمان میراث فرهنگی کار می کند، مطابق با قانون مدیریت خدمات کشوری حقوق دریافت می کند. اما باستان شناسانی که در بخش خصوصی ، که بسیار محدود نیز است ، فعالیت دارند، با توجه به میزان مهارت و تخصص و توافقی که با کارفرما صورت گرفته، درآمدهای متفاوتی دارند.
میزان درآمد باستان شناس در برخی از کشورهای جهان
آمریکا – متوسط درآمد سالانه این شغل ۵۴.۲۳۰ دلار (برای همه مشاغل ۳۳.۸۴۰ دلار) در سال ۲۰۱۰ و مطابق با آخرین آمارها در سال ۲۰۱۳، ۵۶.۲۰۰ دلار بوده است.
انگلستان – متوسط درآمد سالانه این شغل برای افراد تازه کار حدود ۲۴.۰۰۰ دلار و برای افراد با تجربه۴۶.۰۰۰ دلار می باشد.
شخصیت های مناسب شغل باستان شناس
در یک انتخاب شغل صحیح و درست، عوامل مختلفی از جمله ویژگی های شخصیتی، ارزش ها، علایق، مهارت ها، شرایط خانوادگی، شرایط جامعه و … برای هر فرد باید در نظر گرفته شوند. یکی از مهم ترین این عوامل ویژگی های شخصیتی می باشد. شناخت درست شخصیت هر فرد فرآیندی پیچیده و محتاج به تخصص و زمان کافی است. البته هر فردی ویژگی های منحصربه فرد خود را دارد، حتی افرادی که به نوعی تیپ شخصیتی مشابه دارند، باز هم در برخی موارد با یکدیگر متفاوت هستند.
به طور کلی همیشه افراد موفقی از تیپ های شخصیتی مختلف در تمام مشاغل هستند و نمی توان دقیقا اعلام کرد که فقط تیپ های شخصیتی خاصی هستند که در این شغل موفق می شوند. اما طی تحقیقاتی که صورت گرفته تیپ های شخصیتی ای که برای این شغل معرفی می شوند، عموما این کار را بیشتر پسندیده و رضایت شغلی بیشتری در آن داشته اند.



















